سفر از قبل اعلام‌نشده سرگئی ناریشکین، رئیس استخبارات خارجی روسیه، به کابل و هم‌زمانی آن با سفر ولادیمیر کولوکولتسف، وزیر داخله روسیه، به پاکستان، بار دیگر پرسش‌هایی را درباره اهداف مسکو در افغانستان و منطقه مطرح کرده است. این دو سفر را باید در چارچوب رقابت‌های امنیتی و ژئوپولیتیکی روسیه بررسی کرد؛ رقابتی که در آن، روابط با طالبان و پاکستان بیش از آن‌که بر پایه اعتماد سیاسی باشد، بر اساس محاسبه منافع شکل می‌گیرد.

طالبان؛ شریک اطلاعاتی برای مهار تهدیدهای امنیتی
برای روسیه، یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها، فعالیت گروه‌های مسلح فرامرزی، به‌ویژه داعش خراسان، و احتمال گسترش فعالیت آن‌ها به آسیای مرکزی و خاک روسیه است. حمله مرگ‌بار سال ۲۰۲۴ به تالار کروکوس در نزدیکی مسکو، که داعش مسئولیت آن را پذیرفت، نگرانی‌های امنیتی روسیه درباره شبکه‌های جهادی فرامرزی را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، طالبان برای مسکو یک منبع بالقوه اطلاعاتی و یک طرف مسلط بر ساختار امنیتی افغانستان است. روسیه می‌تواند از طریق ارتباط با استخبارات طالبان، اطلاعات مربوط به تحرکات گروه‌های مسلح، شبکه‌های جذب نیرو، مسیرهای انتقال جنگ‌جویان و تهدیدهای احتمالی علیه منافع خود و متحدانش در آسیای مرکزی را به دست آورد.
این همکاری لزوماً به معنای اعتماد کامل روسیه به طالبان نیست. مسکو می‌تواند هم‌زمان با همکاری اطلاعاتی، رفتار طالبان را ارزیابی کند و از این ارتباط برای شناخت بهتر تهدیدهایی استفاده کند که بدون دسترسی به منابع داخل افغانستان، شناسایی آن‌ها دشوارتر خواهد بود.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در نشست مسکو در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ نیز بر ضرورت تقویت ظرفیت‌های مبارزه با تروریزم طالبان از طریق کمک‌های فنی، انتقال تجربه و حفظ تماس میان نهادهای امنیتی تأکید کرد. این موضع نشان می‌دهد که همکاری امنیتی با کابل به یکی از محورهای عملی سیاست منطقه‌ای روسیه تبدیل شده است.

چرا روسیه نمی‌خواهد آمریکا دوباره به افغانستان بازگردد؟
مسکو تنها به تهدیدهای تروریستی فکر نمی‌کند؛ بلکه به این موضوع نیز توجه دارد که چه قدرتی بر فضای امنیتی افغانستان تأثیر می‌گذارد.
خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در سال ۲۰۲۱، خلأیی ایجاد کرد که روسیه و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای تلاش کرده‌اند از آن برای افزایش نفوذ خود استفاده کنند. بازگشت حضور نظامی آمریکا، ایجاد پایگاه‌های جدید یا دسترسی واشنگتن به زیرساخت‌های امنیتی در افغانستان می‌تواند محاسبات مسکو را تغییر دهد.
از نگاه روسیه، همکاری با طالبان دو کارکرد دارد: نخست، ایجاد دسترسی مستقیم به اطلاعات امنیتی افغانستان؛ دوم، حفظ روابط سیاسی با حاکمیتی که می‌تواند در برابر بازگشت حضور نظامی آمریکا به این کشور نقش بازدارنده داشته باشد.
البته این به معنای آن نیست که طالبان الزاماً در همه موضوعات مطابق خواسته‌های روسیه عمل خواهد کرد. طالبان نیز منافع و محاسبات مستقل خود را دارد و ممکن است برای افزایش قدرت چانه‌زنی، با کشورهای مختلف ارتباط برقرار کند.

پاکستان؛ قدرت منطقه‌ای که مسکو نمی‌تواند نادیده بگیرد
در سوی دیگر، پاکستان برای روسیه کشوری نیست که بتوان آن را به دلیل نزدیکی به طالبان کنار گذاشت. موقعیت جغرافیایی، ظرفیت‌های نظامی، نقش پاکستان در معادلات آسیای جنوبی و ارتباط این کشور با چین و دیگر بازیگران منطقه‌ای، اسلام‌آباد را به شریکی مهم برای مسکو تبدیل کرده است.
سفر ولادیمیر کولوکولتسف به پاکستان در اکتبر ۲۰۲۶ و دیدارهای او با مقام‌های پاکستانی، از جمله فرمانده نیروهای دفاعی این کشور، نشان می‌دهد که دو طرف به دنبال گسترش همکاری‌های امنیتی و نهادی هستند. توافق برای همکاری در مبارزه با جرایم سازمان‌یافته، تبادل اطلاعات و پیگیری توافق‌های مربوط به استرداد مجرمان نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد.
روسیه می‌داند که هرگونه سیاستی که به تضعیف شدید روابطش با پاکستان منجر شود، می‌تواند هزینه‌های منطقه‌ای داشته باشد. ازاین‌رو، مسکو تلاش می‌کند همکاری با طالبان را به بهای از دست دادن ارتباط با اسلام‌آباد پیش نبرد.

میانجی‌گری؛ راهی برای حفظ نفوذ روسیه
اختلاف میان طالبان و پاکستان، با توجه به اتهامات اسلام‌آباد درباره فعالیت تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان و رد این اتهامات از سوی طالبان، برای روسیه هم یک چالش است و هم فرصتی دیپلماتیک.
اگر مسکو بتواند با هر دو طرف رابطه داشته باشد، می‌تواند خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کند که امکان گفت‌وگو با طرف‌های رقیب را دارد. میزبانی نشست‌های منطقه‌ای درباره افغانستان و اعلام آمادگی برای کمک به کاهش تنش میان کابل و اسلام‌آباد، بخشی از این سیاست است.
اما باید میان نقش میانجی و منافع راهبردی میانجی تفاوت گذاشت. روسیه ممکن است واقعاً خواهان کاهش درگیری‌ها باشد، زیرا بی‌ثباتی افغانستان می‌تواند تهدیدهای امنیتی را افزایش دهد؛ بااین‌حال، میانجی‌گری هم‌زمان به مسکو امکان می‌دهد جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای تقویت کند.
بنابراین، روسیه نه لزوماً خواهان پیروزی طالبان بر پاکستان است و نه به دنبال برآورده‌کردن تمام خواسته‌های اسلام‌آباد. هدف آن است که اختلاف دو طرف به اندازه‌ای گسترش نیابد که امنیت و نفوذ روسیه را با خطر مواجه کند.

از فهرست تروریستی تا شناسایی رسمی؛ نمونه‌ای از تقدم منافع
یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تغییر رویکرد مسکو، تحول در سیاست این کشور در قبال طالبان است.
روسیه در سال ۲۰۰۳ طالبان را در فهرست سازمان‌های تروریستی ممنوعه قرار داد. اما در اپریل ۲۰۲۵، محکمه عالی روسیه ممنوعیت فعالیت این گروه را لغو کرد و در ۳ جولای همان سال، مسکو نخستین کشوری شد که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت.
این تغییر را نمی‌توان صرفاً با اعتماد سیاسی به طالبان توضیح داد. واقعیت این است که پس از بازگشت طالبان به قدرت، روسیه با شرایط جدیدی روبه‌رو شد: طالبان کنترل افغانستان را در اختیار دارد و تعامل با این حکومت می تواند دسترسی مسکو به اطلاعات، فرصت‌های اقتصادی و ابزارهای نفوذ منطقه‌ای را افزایش دهد.
به بیان دیگر، روسیه به‌جای ادامه سیاست قبلی، ابزارهای خود را با واقعیت جدید تطبیق داد. این تغییر نشان می‌دهد که در محاسبات مسکو، ملاحظات امنیتی و راهبردی می‌توانند بر مواضع سیاسی گذشته غلبه کنند.

نتیجه‌گیری؛ نه طالبان و نه پاکستان، بلکه منافع روسیه
سیاست روسیه در قبال طالبان و پاکستان را باید بر اساس منافع ملی این کشور ارزیابی کرد، نه بر مبنای تصور اتحاد دائمی با یکی از دو طرف.
طالبان برای روسیه می‌تواند شریک اطلاعاتی در مقابله با داعش خراسان و دیگر گروه‌های مسلح باشد؛ پاکستان نیز به دلیل وزن نظامی، موقعیت جغرافیایی و نقش منطقه‌ای خود، برای مسکو اهمیت دارد. در کنار این دو، جلوگیری از بازگشت حضور نظامی آمریکا به افغانستان و حفظ نفوذ روسیه در آسیای مرکزی و آسیای جنوبی، از اهداف مهم سیاست منطقه‌ای کرملین است.
در این معادله، طالبان و پاکستان هدف نهایی سیاست روسیه نیستند؛ هر دو ابزارهایی برای پیشبرد منافع مسکو به شمار می‌روند.
هرگاه شرایط تغییر کند، روسیه نیز می‌تواند اولویت‌ها و شیوه تعامل خود را تغییر دهد.
از همین رو، عنوان «بازی دوگانه» زمانی معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند که به‌جای فرض حمایت پنهانی از یک طرف علیه طرف دیگر، آن را تلاش روسیه برای حفظ روابط متعارض، جمع‌آوری اطلاعات، مدیریت تهدیدها و جلوگیری از کاهش نفوذ خود بدانیم. مسکو می‌خواهد در افغانستان و آسیای جنوبی حضور مؤثر داشته باشد، اما نه به بهای آن‌که امنیت و منافع راهبردی خودش در معرض خطر قرار گیرد.