چرا تنش میان طالبان و پاکستان به یک بحران چندلایه تبدیل شده است؟
تحلیل
منبع: نوامیدیا۵ دقیقه مطالعه

تنش میان طالبان و پاکستان در روزهای اخیر وارد مرحلهای حساستر شده است. حملات فرامرزی، اتهامهای متقابل درباره فعالیت گروههای مسلح، مسئله تحریک طالبان پاکستان، بستهشدن گذرگاههای مرزی و رقابتهای منطقهای، اکنون به هم پیوند خوردهاند و روابط دو کشور را از یک اختلاف امنیتی محدود فراتر بردهاند.
تنش میان طالبان و پاکستان در روزهای اخیر وارد مرحلهای حساستر شده است. حملات فرامرزی، اتهامهای متقابل درباره فعالیت گروههای مسلح، مسئله تحریک طالبان پاکستان، بستهشدن گذرگاههای مرزی و رقابتهای منطقهای، اکنون به هم پیوند خوردهاند و روابط دو کشور را از یک اختلاف امنیتی محدود فراتر بردهاند.
۱. ریشه اصلی بحران؛ مسئله امنیت پاکستان
یکی از مهمترین عوامل تشدید اختلاف، افزایش حملات مسلحانه در داخل پاکستان، بهویژه در خیبرپختونخوا است. در حمله اخیر به یک مجموعه پولیس در کوهات، دهها نفر کشته و زخمی شدند؛ مقامهای پاکستانی گروههای مسلح مرتبط با طالبان را مسئول دانستند، در حالی که مسئولیت این حمله بهصورت مستقل و قطعی به یک گروه مشخص نسبت داده نشده است.
پاکستان معتقد است حضور یا فعالیت گروههای ضدپاکستانی در خاک افغانستان تهدیدی مستقیم برای امنیت این کشور است. در مقابل، مقامهای طالبان اتهام پناهدادن به گروههای مسلح را رد کردهاند.
بنابراین، مسئله امنیتی میان دو کشور در یک چرخه قرار گرفته است: حمله در پاکستان، اتهام علیه افغانستان، اقدام نظامی پاکستان، واکنش مقامات طالبان و سپس افزایش بیاعتمادی.
۲. TTP؛ اصلیترین نقطه اختلاف
در مرکز این بحران، تحریک طالبان پاکستان یا TTP قرار دارد.
پاکستان از حکومت طالبان میخواهد مانع استفاده این گروه از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان شود. گزارشهای تحلیلی نیز افزایش فعالیتهای TTP در سال ۲۰۲۶ را یکی از محورهای اصلی اختلاف دو کشور میدانند.
اما طالبان این اتهام را رد میکند و اختلاف را تا حد زیادی مسئلهای مربوط به داخل پاکستان میداند.
این اختلاف مهم است، زیرا اسلامآباد مسئله را صرفاً یک اختلاف سیاسی نمیبیند؛ بلکه آن را مستقیماً به امنیت ملی و جان نیروهای نظامی و شهروندان پاکستان مرتبط میکند.
۳. تغییر رابطهای که پس از ۲۰۲۱ شکل گرفته بود
پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، در پاکستان این انتظار وجود داشت که حکومت جدید افغانستان بتواند همکاری بیشتری با اسلامآباد داشته باشد.
اما بهتدریج اختلاف بر سر TTP، مرز، تجارت و مسائل سیاسی افزایش یافت و رابطهای که قرار بود بر همکاری امنیتی استوار باشد، به بیاعتمادی تبدیل شد. مرکز مطالعات و تحقیقات امنیتی پاکستان نیز روابط دو با طالبان را در سال ۲۰۲۶ عملاً در وضعیت بسیار سرد و بنبست سیاسی و امنیتی توصیف کرده است.
به این ترتیب، پاکستان با یک مسئله مهم روبهرو است: چگونه میتواند امنیت خود را تأمین کند، بدون آنکه روابطش با همسایه غربی وارد یک درگیری طولانیمدت شود؟
۴. حملات هوایی؛ عبور از مرحله فشار سیاسی
حملات هوایی پاکستان به داخل افغانستان، بحران را وارد مرحلهای جدیتر کرده است.
در ۲۱ سپتامبر، پاکستان اعلام کرد که در مناطق مرزی افغانستان مواضع افراد مسلح را هدف قرار داده و ۲۸ جنگجو کشته شدهاند. در مقابل، مقامهای طالبان از کشتهشدن غیرنظامیان خبر دادند و مأموریت سازمان ملل در افغانستان نیز مرگ سه غیرنظامی، شامل یک زن، یک مرد و یک دختر، را تأیید کرد.
این تفاوت در روایتها اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هرچه حملات در داخل خاک یک کشور بیشتر شود، امکان تبدیل اختلاف امنیتی به بحران حاکمیت ملی و رویارویی مستقیم میان طالبان و پاکستان افزایش پیدا میکند.
۵. افغانستان برای پاکستان فقط یک همسایه نیست
یکی از موضوعاتی که در بحثهای اخیر کمتر مورد توجه قرار میگیرد، اهمیت جغرافیایی افغانستان برای پاکستان است.
افغانستان میتواند برای پاکستان مسیر دسترسی به آسیای مرکزی، بازارهای منطقه و مسیرهای ترانزیتی باشد. بنابراین روابط با افغانستان فقط مسئله امنیت مرز نیست؛ بلکه به اقتصاد، تجارت و آینده اتصال منطقهای پاکستان نیز مربوط میشود.
بستهشدن گذرگاههای مرزی، از جمله تورخم، مستقیماً بر تجارت دو طرف تأثیر میگذارد. گزارشهایی در سال جاری حتی از زیان صدها میلیون دلاری بخش تجارت پاکستان در نتیجه اختلال در مرز افغانستان خبر دادهاند.
از این منظر، ادامه بحران میتواند یک هزینه دوطرفه ایجاد کند: افغانستان بازار و مسیر تجاری مهم خود را از دست میدهد و پاکستان نیز بخشی از بازار افغانستان و ظرفیت ترانزیتی خود به سوی آسیای مرکزی را تحت تأثیر میبیند.
۶. هند؛ ضلع سوم معادله
عامل دیگری که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد، روابط افغانستان و هند است.
در ماههای اخیر، روابط دهلینو و طالبان افزایش یافته و همزمان روابط پاکستان و طالبان پرتنشتر شده است. برخی تحلیلها معتقدند این وضعیت فضای بیشتری برای حضور هند در افغانستان ایجاد کرد.
پاکستان از لحاظ تاریخی افغانستان را بخشی مهم از محیط امنیتی خود میداند و نسبت به افزایش نفوذ هند در افغانستان حساس است.
با این حال، ادعاهای پاکستان درباره همکاری سازمانیافته میان طالبان، هند و گروههای مسلح علیه پاکستان همچنان ادعاهای مورد مناقشه هستند و افغانستان و هند آنها را رد کردهاند.
بنابراین باید میان واقعیت روابط رو به گسترش هند و افغانستان و ادعاهای امنیتی پاکستان درباره این روابط تفاوت گذاشت.
۷. مشکل اصلی؛ نبود اعتماد
در نهایت، بخش مهمی از بحران به نبود اعتماد میان کابل و اسلامآباد برمیگردد.
پاکستان میگوید : طالبان باید علیه گروههایی که از خاک آن برای حمله به پاکستان استفاده میکنند اقدام کند. طالبان نیز پاکستان را به نقض حاکمیت خود از طریق حملات هوایی و اقدامات نظامی متهم میکند.
وقتی هر دو طرف اقدامات خود را دفاعی و اقدامات طرف مقابل را تهدید تلقی کنند، چرخه تنش بسیار دشوارتر متوقف میشود.
سازمان ملل نیز پیشتر درباره افزایش حملات مرتبط با TTP و پیامدهای انسانی درگیریهای مرزی هشدار داده و بر ضرورت دستیابی به صلح پایدار تأکید کرده است.
جمعبندی
بحران افغانستان و پاکستان اکنون چهار لایه اصلی دارد:
امنیت پاکستان → مسئله TTP → رقابت منطقهای و نقش هند → تجارت و ترانزیت
به همین دلیل، راهحل آن نیز نمیتواند صرفاً نظامی باشد. حتی اگر یک عملیات نظامی بتواند یک تهدید مشخص را برای مدتی کاهش دهد، تا زمانی که اختلافات سیاسی، امنیتی و مرزی از طریق سازوکارهای قابل اعتماد مدیریت نشود، احتمال بازگشت تنش وجود خواهد داشت.
از سوی دیگر، ادامه حملات فرامرزی میتواند هزینه انسانی و سیاسی بیشتری ایجاد کند و تلاشهای میانجیگرانه منطقهای را نیز دشوارتر سازد. در شرایط فعلی، گفتوگو، سازوکار مشترک امنیت مرزی، مذاکره درباره TTP و حفظ مسیرهای تجاری از مهمترین موضوعاتی هستند که میتوانند در کاهش تنش میان دو کشور نقش داشته باشند.
نوا میدیا | تحلیل
