روایت زندگی یک زن فعال و شاغل پس از سقوط افغانستان؛ از خدمت در ادارات تا بلاتکلیفی در پاکستان»
زنان
منبع: تحریریه نوامیدیا۶ دقیقه مطالعه

همسرم حدود شش سال در افغانستان در زندان بود و متأسفانه در دوران زندان به مواد مخدر گرفتار شد.
روایت زندگی یک زن فعال و شاغل پس از سقوط افغانستان؛ از خدمت در ادارات تا بلاتکلیفی در پاکستان»
هیلی میرزایی؛ از سالها کار و فعالیت برای حقوق زنان و کودکان تا زندگی در بلاتکلیفی در پاکستان
نوامیدیا:
خانم میرزایی، پیش از هر چیز از شما سپاسگزاریم که با وجود شرایط دشوار زندگی، وقت گذاشتید و در این گفتوگو با ما همراه شدید. خوشحالیم که فرصت داریم بخشی از تجربهها، نگرانیها و آرزوهای شما را با مخاطبان نوامیدیا در میان بگذاریم.
هیلی میرزایی:
من هم از شما تشکر میکنم که فرصت دادید تا درباره شرایط زندگی خودم و بسیاری از زنانی که در وضعیت مشابه قرار دارند، صحبت کنم.
نوامیدیا: لطفاً خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید و درباره پیشینه کاریتان بگویید.
میرزایی:
من هیلی میرزایی هستم و در حال حاضر در پاکستان زندگی میکنم. سالهای زیادی در افغانستان در ادارات مختلف کار کردهام. از سال ۲۰۰۹ در ادارات و نهادهای مختلف فعالیت داشتم و تا سال ۲۰۲۰ نیز در ادارات مختلف، از جمله نهادهای خارجی، ایفای وظیفه میکردم.
در طول سالهای کاریام، در زمینه حقوق زنان و حقوق کودکان نیز فعالیت داشتم و به زنان و خانوادهها مشاوره میدادم.
نوامیدیا: زندگی خانوادگی شما در این سالها با چه مشکلاتی روبهرو شد؟
میرزایی:
همسرم حدود شش سال در افغانستان در زندان بود و متأسفانه در دوران زندان به مواد مخدر گرفتار شد. این موضوع مشکلات زیادی برای زندگی خانوادگی ما ایجاد کرد و ما شرایط بسیار دشواری را پشت سر گذاشتیم. با وجود تمامی مشکلات با همسرم زندگی می کردم و تلاش می کردم قوی باشم و برای فرزندانم هم مادر باشم و هم پدر. متاسفانه های زیاد شد و با وجود تمام این مشکلات، توانستم در پاکستان از همسرم جدا شوم و زندگی خودم و فرزندانم را ادامه بدهم.
نوامیدیا: با سقوط نظام جمهوری چه اتفاقی برای شما افتاد؟
میرزایی:
پس از سقوط، من به پاکستان آمدم. از آن زمان تاکنون شرایط بسیار سختی را سپری میکنیم. مشکلات مالی و اقامتی، زندگی ما را بسیار دشوار کرده است. در حال حاضر هم کار میکنم و تلاش میکنم یک لقمه حلال برای فرزندانم بدست آورم .
نوامیدیا: این تحولات چه تاثیری روی وضعیت فرزندان تان گذاشته است؟
میرزایی:
من سه فرزند دارم. متأسفانه به دلیل مشکلات مالی و اقامتی، فرزندانم از مکتب محروم ماندهاند. این مسئله برای من بهعنوان یک مادر بسیار دردناک است.
من سالهای زیادی درباره حقوق زنان و کودکان کار و مشاوره میدادم و برای دفاع از حقوق آنها تلاش میکردم، اما امروز خودم در شرایطی قرار گرفتهام که نمیتوانم برای فرزندان خود آنطور که باید کاری انجام بدهم.
نوامیدیا: شما همیشه خودتان را یک زن قوی میدانستید. قرار گرفتن در چنین شرایطی چه احساسی برای شما دارد؟
میرزایی:
من همیشه خودم را یک زن قوی میدانستم و در طول سالهای زندگی و کارم تلاش کردم در برابر مشکلات ایستادگی کنم. همیشه سعی کردهام برای دیگران راهی پیدا کنم و به زنان و کودکان کمک کنم.
اما امروز در شرایطی قرار گرفتهام که نمیتوانم آنطور که لازم است در کنار فرزندانم باشم و به آنها کمک کنم. این برای من بسیار سخت و دردناک است؛ بهخصوص وقتی میبینم فرزندانم به حمایت و پشتیبانی من نیاز دارند، اما توان و امکانات لازم را در اختیار ندارم.
گاهی احساس میکنم در برابر فرزندانم کم گذاشتهام، در حالی که واقعیت این است که شرایط زندگی و مشکلاتی که با آن روبهرو هستیم، اجازه نمیدهد آنطور که میخواهم برای آنها کاری انجام بدهم.
نوامیدیا: وضعیت اقامت و زندگی شما در پاکستان چگونه است؟
میرزایی:
متأسفانه اقامت نداریم و در حال حاضر ویزا هم نداریم. به همین دلیل شرایط بسیار سختی را سپری میکنیم و مجبور هستیم پنهانی زندگی کنیم.
در حال حاضر در خانه یکی از شهروندان پاکستان کار میکنم و در مقابل، در همان خانه زندگی میکنم. زندگی ما به همین شکل میگذرد.
نوامیدیا: وضعیت پرونده شما در حال حاضر چگونه است؟
میرزایی:
وضعیت کیس ما به دلیل فرمان رئیسجمهور امریکا، در حالت تعلیق قرار گرفته است. فعلاً سرنوشت ما مشخص نیست و در اینجا در یک وضعیت بلاتکلیف به سر میبریم.
این بلاتکلیفی برای من و فرزندانم بسیار دشوار است. نمیدانیم آینده ما چه خواهد شد و چه زمانی میتوانیم از این وضعیت خارج شویم و زندگی خود را دوباره آغاز کنیم.
نوامیدیا: با توجه به شرایط فعلی، آیا امکان بازگشت شما به افغانستان وجود دارد؟
میرزایی:
ما نمیتوانیم به افغانستان برگردیم. از یک طرف امکان بازگشت برای ما وجود ندارد و از طرف دیگر، شرایط زندگی در پاکستان نیز بسیار دشوار است.
اینجا وضعیت اقامتی مشخصی نداریم، و نمیدانیم آینده ما چه خواهد شد. از طرف دیگر، پرونده ما نیز در حالت تعلیق قرار گرفته است.
بنابراین در یک وضعیت بلاتکلیف قرار داریم؛ نه میتوانیم به افغانستان برگردیم و نه میدانیم چه زمانی میتوانیم از این شرایط در پاکستان خارج شویم.
نوامیدیا: این وضعیت چه تأثیری بر آینده فرزندان شما گذاشته است؟
میرزایی:
بیشتر از همه، وضعیت فرزندانم مرا نگران میکند. آنها حق دارند درس بخوانند، آینده داشته باشند و در امنیت زندگی کنند.
من واقعاً از اینکه نمیتوانم آنطور که لازم است برای آنها کاری انجام بدهم، احساس شرمندگی میکنم. یک مادر همیشه میخواهد برای فرزندانش امنیت، آموزش و آینده بهتری فراهم کند، اما شرایط فعلی این امکان را از من گرفته است.
نوامیدیا: اگر فرصتی برای تغییر وضعیت زندگیتان فراهم شود، دوست دارید در آینده چه کاری انجام دهید؟
میرزایی:
اگر فرصتی برایم ایجاد شود، میخواهم بتوانم صدای زنانی باشم که در شرایط مشابه من قرار دارند؛ زنانی که شاید هیچکس نتواند مشکلات و شرایط زندگیشان را آنطور که باید درک کند.
نوامیدیا: ما همین سؤال را از بسیاری از خانمهایی که در شرایط مشابه شما قرار دارند نیز پرسیدهایم. پاسخ بسیاری از آنها این بود که اگر فرصتی برایشان ایجاد شود، میخواهند به زنانی کمک کنند که شرایطی مشابه خودشان دارند. شما در این مورد چه فکر میکنید؟
میرزایی:
بله، من هم دقیقاً همین آرزو را دارم. ما خودمان این مشکلات را تجربه کردهایم و میدانیم زندگی در چنین شرایطی چقدر دشوار است.
اگر فرصتی داشته باشیم، میخواهیم در کنار زنانی باشیم که به کمک نیاز دارند، صدای آنها باشیم و تا جایی که میتوانیم برای بهبود شرایطشان تلاش کنیم.
نوامیدیا: چرا فکر میکنید زنانی که خودشان این شرایط را تجربه کردهاند، میتوانند به زنان دیگر کمک کنند؟
میرزایی:
چون ما خودمان این دردها و مشکلات را تجربه کردهایم. زنی که با مهاجرت، مشکلات مالی، نگرانی برای فرزندان و نداشتن آینده مشخص روبهرو شده، میتواند شرایط زن دیگری را بهتر درک کند.
من میخواهم اگر روزی فرصت پیدا کردم، از تجربههای خودم برای کمک به زنان دیگر استفاده کنم.
روایت هیلی میرزایی، روایت زنی است که سالها در افغانستان کار و فعالیت کرده و در زمینه حقوق زنان و کودکان نیز فعالیت داشته است؛ اما پس از سقوط افغانستان، زندگی او و فرزندانش وارد مرحلهای تازه و دشوار شده است.
امروز او در پاکستان، در شرایط دشوار مالی و اقامتی و در حالی که آینده پروندهاش برایش روشن نیست، تلاش میکند زندگی خود و فرزندانش را ادامه دهد. با این حال، یکی از مهمترین آرزوهای او این است که اگر روزی فرصتی دوباره پیدا کرد، بتواند برای زنانی که شرایط مشابهی را تجربه میکنند، کاری انجام دهد و صدای آنان باشد.
