کیلی در مقالهٔ خود با عنوان «نمیتوانیم تا آخرین اوکراینی بجنگیم؛ زمان آن رسیده که بلوف پوتین را به چالش بکشیم»، استدلال میکند که اروپا نمیتواند برای مدت نامحدود به ارسال تجهیزات نظامی بسنده کند، درحالیکه زیرساختهای اوکراین همچنان در معرض حملات قرار دارند.
این استدلال یک پرسش اساسی را مطرح میکند: آیا دفاع از اوکراین باید صرفاً بر توانایی ارتش این کشور متکی بماند یا کشورهای اروپایی نیز باید بخشی از مسئولیت عملیاتی دفاع از حریم هوایی آن را بر عهده بگیرند؟
۱. دفاع از آسمان اوکراین؛ پیشنهاد نظامی با پیامدهای سیاسی
یکی از پیشنهادهای مطرحشده در مقاله، بررسی استقرار نیروهای ناتو در اوکراین با مأموریت دفاعی است. چنین مأموریتی میتواند شامل حفاظت از مناطق غیرنظامی و مقابله با پهپادها و راکت های مهاجم باشد.
از نظر نظامی، این رویکرد ممکن است به کاهش فشار بر سامانههای دفاع هوایی اوکراین کمک کند. با این حال، اجرای آن به معنای تغییر مهمی در سطح مشارکت کشورهای غربی در جنگ خواهد بود.
اگر نیروهای ناتو مستقیماً پهپادها یا راکت های روسی را رهگیری کنند، احتمال برخورد مستقیم میان نیروهای روسیه و کشورهای عضو ناتو افزایش مییابد. حتی اگر مأموریت نیروهای خارجی صرفاً دفاعی تعریف شود، تضمینی وجود ندارد که درگیری به همان محدوده محدود بماند.
بنابراین، پرسش فقط این نیست که آیا اروپا از توانایی نظامی لازم برخوردار است؛ بلکه این است که آیا دولتهای اروپایی دربارهٔ اهداف، حدود مأموریت و پیامدهای احتمالی آن به توافق خواهند رسید یا خیر.
۲. مقابله با پهپادها؛ راهی برای کاهش فشار بر دفاع هوایی اوکراین
بخش دیگری از مقاله به پیشنهاد جاستین برانک، کارشناس مؤسسه سلطنتی خدمات متحد برای مطالعات دفاعی و امنیتی بریتانیا دربارهٔ تشکیل یک اسکادران چندملیتی از جتهای آموزشی مسلح اختصاص دارد.
منطق این پیشنهاد آن است که برای مقابله با برخی پهپادها، استفاده از جنگندههای پیشرفته و راکت های گرانقیمت همیشه ضروری نیست. طیاره های ارزانتر و مناسب برای این مأموریت، در صورت برخورداری از تجهیزات، آموزش و پشتیبانی لازم، میتوانند بخشی از بار دفاع هوایی را بر عهده بگیرند.
اما این راهکار محدودیتهایی نیز دارد. عملکرد طیاره ها به نوع پهپاد، ارتفاع و سرعت پرواز، شرایط جوی، پوشش راداری و خطر راکت های زمینبههوا بستگی دارد. از این رو، جتهای آموزشی مسلح نمیتوانند جایگزین کامل سامانههای پیشرفتهٔ دفاع هوایی شوند.
با وجود این محدودیتها، تنوعبخشیدن به روشهای رهگیری میتواند به استفادهٔ مؤثرتر از منابع نظامی محدود کمک کند.
۳. آیا آتشبس میتواند به روسیه فرصت بازسازی نظامی بدهد؟
یکی از محورهای اصلی استدلال کیلی این است که آتشبس بدون تضمینهای امنیتی قابل اتکا ممکن است به روسیه فرصت دهد نیروهای خود را بازسازی کند.
این نگرانی در مذاکرات احتمالی اهمیت دارد؛ زیرا توقف درگیریها لزوماً به معنای حل اختلافهای اساسی میان مسکو و کییف نیست. اختلاف بر سر قلمرو، ترتیبات امنیتی و آیندهٔ روابط اوکراین با غرب میتواند حتی پس از توقف آتش نیز پابرجا بماند.
با این حال، از این احتمال نمیتوان نتیجه گرفت که هر آتشبسی الزاماً به سود روسیه یا به زیان اوکراین خواهد بود. نتیجه به شرایط توافق، سازوکار نظارت بر آتشبس، تضمینهای امنیتی، وضعیت نیروهای دو طرف و امکان نقض توافق بستگی دارد.
یک توافق پایدار باید هم خطر ازسرگیری حملات را کاهش دهد و هم راهی برای رسیدگی به اختلافهای حلنشده فراهم کند. بدون چنین سازوکارهایی، توقف جنگ ممکن است تنها وقفهای در یک منازعهٔ طولانی باشد.
۴. توان نظامی اروپا در برابر هزینههای تشدید درگیری
کیلی بر این دیدگاه تأکید میکند که توان اقتصادی و نظامی کشورهای اروپایی در مجموع ظرفیت قابل توجهی برای پشتیبانی از اوکراین فراهم میکند. اما تبدیل این ظرفیت به یک مأموریت نظامی مشترک، صرفاً به تعداد جنگندهها یا اندازهٔ اقتصادها وابسته نیست.
عملیات دفاع هوایی به هماهنگی فرماندهی، اطلاعات و رادارها، مهمات، پشتیبانی لجستیکی، حفاظت از پایگاهها و قواعد روشن درگیری نیاز دارد. افزون بر آن، کشورهای عضو باید دربارهٔ چگونگی واکنش به حملهٔ احتمالی روسیه به نیروهای مستقر در اوکراین تصمیم بگیرند.
در نتیجه، داشتن توان نظامی با آمادگی سیاسی برای استفاده از آن یکسان نیست.
از سوی دیگر، گسترش مشارکت نظامی ممکن است هزینههای مالی و خطرات امنیتی را افزایش دهد. دولتهای اروپایی باید این پیامدها را در کنار خطرات ادامهٔ جنگ و احتمال تضعیف موقعیت اوکراین ارزیابی کنند.
۵. نقش بریتانیا و آیندهٔ حمایت غرب از کییف
بریتانیا در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ از اختصاص ۱۰۰ میلیون پوند برای تقویت دفاع هوایی اوکراین خبر داد. این اقدام نمونهای از ادامهٔ حمایت نظامی لندن از کییف است، اما ارسال تجهیزات با استقرار مستقیم نیروهای نظامی تفاوت اساسی دارد.
مرحلهٔ نخست به دولتهای غربی اجازه میدهد بدون ورود مستقیم به عملیات رزمی، ظرفیت دفاعی اوکراین را تقویت کنند. مرحلهٔ دوم مستلزم پذیرش مسئولیتهای عملیاتی و خطرات بیشتر است.
به همین دلیل، پیشنهاد مطرحشده در مقالهٔ ایندیپندنت را باید بخشی از بحث گستردهتر دربارهٔ آیندهٔ حمایت غرب از اوکراین دانست، نه نشانهای قطعی از تغییر سیاست ناتو.
اگر حمایت آمریکا کاهش یابد یا شرایط جنگ تغییر کند، کشورهای اروپایی ممکن است با فشار بیشتری برای افزایش نقش خود مواجه شوند. با این حال، چگونگی پاسخ آنها به تصمیمهای سیاسی، منابع موجود و ارزیابی خطرات بستگی خواهد داشت.
جمعبندی: انتخاب میان خطرهای متفاوت
مقالهٔ سم کیلی بر این فرض استوار است که ادامهٔ وضعیت کنونی نیز هزینهها و خطرات قابل توجهی برای اوکراین و امنیت اروپا دارد. از این منظر، بررسی گزینههای نظامی مستقیمتر بهعنوان راهی برای تقویت بازدارندگی مطرح میشود.
در مقابل، استقرار نیروهای ناتو در اوکراین میتواند احتمال رویارویی مستقیم با روسیه را افزایش دهد و دامنهٔ جنگ را گسترش دهد. ادامهٔ حمایت غیرمستقیم نیز ممکن است برای حفاظت از همهٔ اهداف و زیرساختهای اوکراین کافی نباشد.
بنابراین، مسئله انتخاب میان یک گزینهٔ کاملاً بیخطر و گزینهای پرخطر نیست؛ بلکه ارزیابی پیامدهای چند مسیر متفاوت است.
برای اروپا، چالش اصلی این است که چگونه از توان دفاعی اوکراین و امنیت خود محافظت کند، بدون آنکه اقدامات بازدارنده به گسترش کنترلناپذیر جنگ منجر شود. پاسخ به این پرسش به هماهنگی سیاسی میان متحدان، ارزیابی واقعبینانهٔ توان نظامی و تعریف دقیق اهداف هرگونه مأموریت احتمالی بستگی دارد.

